- رنگ:قرمز،صورتی،سفید(سیاه وآبی)
- سختی: 3-4
- وزن مخصوص: 2.6-2.7
- رخ: ندارد
- شکستگی: نامنظم،سوزنی شکل
- سیستم کریستالی: هگزاگونال
- فرمول شیمیایی: کربنات کلسیم+منگنز+موادآلی
- شفافیت: مات
- ضریب شکست نور: 1.658-1.486
- پراکندگی نور: ندارد

- محل پیدایش: کلنی مرجان درسواحل غربی مدیترانه در خلیج بیسکی (bay of Biscay) وجزایر قناری (canary islands) وجمع الجزایر مالزی وژاپن یافت می شود.
مرجانهای سیاه رنگ در مجمع الجزایر مالزی وشمال استرالیا ودریای سرخ وجوددارند.
- مرکز تجارت مرجان: درتوره دل گرکو(torre del Greco)درجنوب ناپل،واقع در ایتالیا می باشداخیرا مواد مرجانی از ژاپن ،استرالیا ،هاوایی نیز وارد بازارهای اروپا شده اند.
واژه مرجان در زبان یونانی به معنای ناشناخته است. کلنی های مرجانی توسط شاخه های خود تشکیل تپه های دریایی (reef)وصخره های مرجانی حلقه ای شکل (reef atoll)رامی دهند این صخره ها توسط جانوران بسیارکوچک مرجانی به نام پولیپ که در حفره های سنگهای بستر دریاها قرار می گیرندواز خودموادآهکی ترشح می کنند به مرور زمان به وجود می آیند.بهترین نوع مرجان دارای رنگی قرمز است وبه نام کورالیوم روبروخوانده می شود.
در جواهرسازی فقط اسکلت های آهکی مرجانها مورد استفاده قرار می گیردو مرجانهای سفید ویاه وآبی رنگ نیز درجواهرسازی بکارمی روند.
افراد علاقهمند به سنگهای قیمتی و نیمهقیمتی خصوصا الماس همیشه سوال بزرگی در ذهن دارند:
خصوصیات یک الماس خوب چیست؟
برای پاسخ به این سوال باید ذکر کنم که میتوان گفت این یک سوال تخصصی است ولی قصد دارم این مطلب را طوری بنویسم که هم یک شخص عادی تا حدی که اطلاعات عمومی نیاز دارد از این مطلب بهرهی لازم را ببرد و هم این که مطالب تخصصیای را در این مطلب ذکر کنم به شکلی که این مطلب برای افراد علاقهمند به کسب اطلاعات تخصصیتر نیز این مطلب مفید باشد.

در واقع برای این که بخواهیم یک الماس مناسب و خوب انتخاب کنیم در علم جواهرشناسی همیشه به چهار فاکتور مهم دقت و توجه میشود که در اصطلاح جواهرشناسی به آنها ۴Cs گفته میشود، چهار حرف C که از ابتدای چهار اصطلاح زیر گرفته شدهاند:
carat weight: وزن
clarity: پاکی
color: رنگ
cut: تراش
وزن
بدیهی است که در مورد همهی جواهرات و سنگهای قیمتی و نیمهقیمتی، هرجه وزن یک گوهر بیشتر باشد، ارزش آن نیز بیشتر است، معیار سنجش وزن الماس هم مانند اکثر جواهرات، قیراط است که در زبان انگلیسی به آن carat گفته میشود، البته هر قیراط در اصل به صد جزء تقسیم میشود و ما این اجزاء را به اسم پوینت میشناسیم، به عنوان مثال یک الماس ۵۰ پوینتی وزنی معادل نیم قیراط دارد. میتوان گفت دانستن وزن یک الماس به تنهایی کار سختی نیست و فقط به ابزاری برای اندازهگیری وزن آن نیاز دارد، مگر اینکه الماسی را در اختیار داشته باشیم که بر روی زیور آلات قرار گرفته باشد، در اینصورت اگر بخواهیم وزن الماس را به دست بیاوریم از یک سری جداول خاص استفاده میکنیم، به دلیل این که الماس از یک عنصر کربن تشکیل شدهاست و ناخالصیهای موجود در این جواهر اکثرا تاثیر ناچیزی بر روی وزن این جواهر میگذراند میتوان به راحتی و با کمی دقت و تبحر با استفاده از جداول از قبل تهیه شده و انطباق اندازهی هر الماس با آن جداول بدون استفاده از ابزاری مثل ترازوهای دیجیتال وزن تقریبا دقیقی از الماس را به دست آورد. این جداول که یک نمونه از آن را در پایین مشاهده میکنید، برای هر نوع تراش خاص به صورت جداگانه تهیه شدهاند و از کوچک به بزرگ مشخص شده و وزن هر اندازه از الماس نوشته شده است.
همانطور که میبینیم این جدول برای تراش Rounded یا دایرهای که تراش مخصوص الماس است تهیه شدهاست، برای انواع دیگر تراشها جدول زیر قابل توجه خواهد بود.
پاکی
پاکی یک الماس و به طور کلی همهی جواهرات و سنگهای قیمتی و نیمهقیمتی به وجود و یا عدم وجود ناخالصیها در آن بستگی دارد، هر چه تعداد، اندازه، و محل قرار گرفتن این ناخالصیها بیشتر باشد قائدتا از پاکی و کیفیت سنگ جواهر کاسته خواهد شد، نوع ناخالصیهای موجود در یک الماس و جنس آنها نیز از نظر ما مهم است، ناخالصیهایی که میتوانیم در جواهرات مشاهده کنیم عبارتند از اجسام خارجی موجود در جواهرات و همچنین شکستگیها یا fracture ها و غیره …
الماس از نظر پاکی به پنج دسته و یازده درجه از بدون جسم خارجی تا بسیار ناپاک تقسیم میشود. این درجهبندیها در اصطلاح انگلیسی به عبارت زیر هستند:
Flawless: بدون عیب خارجی یا داخلی یا FL
Internally Flawless: بدون عیب داخلی با عیوب خارجی بسیار نادر IF
Very, Very Slightly Included: همراه با عیوب داخلی بسیار بسیار کم که ناخالصیها زیر لوپ ۱۰X به سختی قابل مشاهده هستند، شامل دو درجهبندی VVS1 و VVS2
Very Slightly Included: عیوب سنگ با چشم غیر مسلح (بدون لوپ ۱۰X) قابل مشاهده نیستند، شامل دو درجهبندی VS1 و VS2
Slightly Included: عیوب و ناخالصیها زیر لوپ ۱۰X به راحتی قابل مشاهده هستند، شامل دو دسته بندی SI1 و SI2
Included: ناخالصیها به راحتی با چشم غیر مسلح قابل مشاهده هستند و تعداد آنها زیاد است، براساس تعداد و فراوانی ناخالصیهای موجود شامل سه درجه بندی میشود I1 و I2 و I3
درجهبندی آخر یعنی Included ممکن است بر روی شفافیت و درخشندگی الماس ما تاثیر منفی داشته باشد. در این آدرسمیتوانید مثالهای خوبی را از این درجه بندیها همراه با تصاویر واضح و شفاف مشاهده کنید.
در جدول بالا مشاهده میکنیم که از واژهی Inclusions استفاده شدهاست، به هر حال حرف I هم میتواند مخفف واژهی Includedباشد و هم Inclusions، هر دو صحیح هستند.
رنگ
رنگ الماس هرچه شفاف تر و بیرنگتر باشد از ارزش بالاتری نزد یک جواهرشناس برخوردار خواهد بود، درجهبندی رنگ الماس طبق سیستم ۴Cs از D یعنی بسیار بیرنگ شروع شده و تا J یا متمایل به بیرنگ ادامه پیدا میکند، البته بعد از درجهی J هم درجهبندی تا حرف Z ادامه پیدا میکند که این درجهبندی شامل رنگهای خاص و همچنین بسیار تیرهتر از رنگ زرد هستند، درجهبندی از حرف J تا حرف Z در بعضی از سیستمهای درجهبندی مرسوم نیستند و استفاده نمیشوند.
در سیستم درجهبندی ذکر شده همانطور که اشاره کردم هر چه الماس موجود بیرنگتر باشد از ارزش بالاتری برخوردار خواهد بود، ولی اخیرا در برخی مناطق دنیا مرسوم شدهاست که افراد از الماسهای رنگی یا در اصطلاح جواهرشناسی با رنگهای Fancy استفاده میکنند،این الماسهای میتوانند به رنگهای قرمز، سبز، آبی کبود و … باشند، حتی با وجود اینکه این سیستم درجهبندی الماسهای با درجهبندی رنگی زرد یا متمایل به زرد را دارای ارزش کمتری میداند، همین الماسهای گاهی اوقات به دلیل شفافیت خوبی که دارند و یا بقیهی موارد مناسبی که دارا هستند به اسم الماسهای قناری ارائه میشوند و اتفاقا از آنها استقبال خوبی هم به عمل میآید.
تراش
در مورد تراش الماس قبلا در سری مطالب تراش برلیان قسمتهای اول و دوم و سوم به طور مفصل توضیحاتی را ارائه کردهام، تنها میتوان به این مطلب اشاره کرد که بر اساس استاندارد و معیارهای ثابت برای هر نوع تراش، هرچه صفحات منظمتری داشته باشیم و اصول تراش مورد نظر بهتر رعایت شده باشد قائدتا ارزش الماس موجود دارای ارزش بالاتری خواهد بود، خواه این تراش از نوع Rounded یا دایرهای باشد و یا هر کدام از دیگر انواع تراشها، به هر حال هرچه این اصول و استانداردها در تراش الماس بیشتر و بهتر رعایت شده باشند نتیجهی مطلوبتری از نظر شفافیت و درخشندگی حاصل خواهد شد.
برای حفظ و نگهداری گوشواره در بهترین حالت ممکن باید آنها را طوری نگهداری کنید که از سایندگی آنها با یکدیگر جلوگیری شود.

یورو براساس موافقت نامه پیمان "ماستریخت" در سال 1992 تاسیس شد.علامت پوند و یورو بر اساس حروف یونانی و انگلیسی بوجود آمدند نشانه رسمی یورو بر اساس نشانه حرف یونانی اپسیلون و همچنین شبیه حرف ( E )است که با یک یا دو خط به سبک قدیمی نوشته شده و بیانگرحرف اول کلمه لاتین liberaL"" است.
فلز سفید، القاکنندهی خلوص، پاکی و ویژگیهای فنی است که به پیشرفت و تکامل اشاره دارد. ساخت جواهرات استیل یک نوآوری جدید اما ایدهای بسیار قدیمی است. هنرمندان دههی 1970 با بهکارگیری مواد نیمه قیمتی قصد براندازی ایدهی سنتی ساخت جواهرات را داشتند. امروزه استیل ضد زنگ با تکیه بر ویژگیهای بینظیر و گیرایی بالا، مادهای است که اغلب در ساخت جواهرات مورد استفاده قرار میگیرد.

استیل، محکمترین ماده برای تمدن و تاریخچهی فناوری بهشمار میآید. بزرگترین آرزوهای بشر با راهآهن آغاز شد و با هواپیما، آسمان خراش، ساخت پلهای عظیم، اقیانوسپیماها و اتومبیلها ادامه یافت، حتی سفر به فضا بدون این ماده امکانپذیر نبود. استیل، فلز عصر ماست، اما از آن تنها در سازههای عظیم و فنی استفاده نمیشود بلکه برای ساخت قابلمه، ماهیتابه، پیچگوشتی و چاقوی جراحی به کار میرود. آهن فلزی کمیاب به شمار نمیآید، زیرا حدود 5 درصد از کل پوسته زمین را تشکیل میدهد و پس از آلومینیوم دومین فلز فراوان بر روی کره زمین است. از آنجاییکه بشر در عصر یخبندان چگونگی استخراج این فلز سخت به میزان لازم را فرا گرفت، مهمترین دوران پیشرفت بشر محسوب میشود. این شکوفایی در عصرهای حجر و برنز ادامه مییابد.
مصریان باستان برای اولین بار موفق به استخراج آهن از شهاب سنگ شدند و حتی در آن زمان از این فلز که به سادگی دچار خوردگی و فرسایش میشد برای ساخت جواهرات استفاده کردند. اشیاء یافت شده در قبور، شامل گویهای آهنی به همراه زیورآلاتی از جنس طلا بودند. حدود 1400 سال پیش از میلاد مسیح، "هیتیتها Hittite"، قبیلهای در خاور نزدیک، از دم آهنگری به منظور فراهم کردن حرارت لازم برای تبدیل آهن به فولاد (استیل) استفاده کردند. 800 سال پیش از میلاد مسیح، عصرآهن در اروپا آغاز شد. "سلتها Celts" اولین کسانی بودند که موفق به کشف منابع آهن در شمال استرالیا شدند و از آن برای ساخت اسلحه، ابزارآلات و البته زیورآلات استفاده کردند. پس از این دوران، دیگر زیورآلات آهنی چندان مشاهده نشدند زیرا مردم فلزات گرانبها را ترجیح میدادند. فولاد (استیل) به طور انحصاری به منظور ساخت ابزارآلات مورد استفاده قرار گرفت و ساخت زیورآلات از جنس آهن ریخته تا حدود سال 1786 دو مرتبه مرسوم نشد. در آن زمان این فلز در یک تصفیه خانه کوچک در "گلیویتز Gleiwitz" واقع در "پروس Pruss" تصفیه و قالبگیری میشد.
کاربرد مجدد آهن در ساخت زیورآلات از دوران باستان دست به دست با افزایش اهمیت این فلز در رونق و شکوفایی چرخید. قطعات فولادی (استیل) بسیار بزرگ ساخته شدند و بسیاری از افراد نظیر "تایسن Tyssen" یا "کراپ Krupp" که به بارون فولاد (استیل) شهرت یافتند ثروت عظیم خود را مدیون انقلاب صنعتی بودند. آهن مادهای جدید و مترادف "دگرگونی" بهشمار میآمد. این ماده تناسب زیادی با مفاهیم سبک هنری باستانی کلاسیک (Classicism: پیروی از سبکهای یونان و روم) داشت. طی دورهی جنگهای ناپلئونی (1812-1807)، زیورآلات ساخته شده از آهن "دوران طلایی" خود را سپری کردند. شهروندان به منظور تامین هزینههای تسلیحات، طلا و جواهر خود را هدیه کردند. زیورآلات آهنی برلین با قطعات ریختهگری شده کوچک و ظریف با رنگ آبی و مشکی در سراسر اروپا شهرت فراوانی داشتند و بر روی آنها نوشتههایی نظیر: "من طلا را با آهن معاوضه کردم" به چشم میخورد که یادآور اهداف وطنپرستانه است. دوران اوج محبوبیت فولاد (استیل) حدود سال 1800 آغاز شد و در فرانسه با بیشترین محبوبیت مواجه شد. تولیدکنندگان انگلیسی با استفاده از پلاکهای کوچک، برشهای الماس را بر روی قطعات استیل پیاده میکردند. تقاضا برای گلسینه یا آویزهای گردن با تصاویری نظیر پروانه یا غنچه بسیار زیاد بود. زنان طبقه متوسط ساکن در شهرها، از زنجیرهای بلند یا دستبندهایی از جنس استیل بافته شده مزین به سکههای متعدد استفاده میکردند که به هیچ وجه کم ارزش نبودند. این مد در حدود اواسط قرن نوزدهم به اوج خود رسید و از سال 1870 به بعد به ندرت زیورآلاتی از جنس آهن و استیل تولید شدند.
در سال 1974 این مادهی اصلی پیشرفت صنعتی، با شکلگیری "سمپوزیوم جواهرات استیل لینزر Linzer Symposium for steel Jewelry" که بنیانگذار آن "پیتر اسکوبیک Peter Skubic" بود به طور مجدد احیا شد. این در حالی بود که برخی هنرمندان در خلق آثار(جواهرات) خود از این فلز استفاده میکردند. به طور مثال، شرکت "استال Sthal" واقع در "بیرکن فلد Birkenfeld" مجموعهای کوچک از جواهرات استیل ضد زنگ را در دههی 1990 تولید کرد. لازم به ذکر است که کاربرد این فلز به برخی قطعات هنری خاص محدود شد. با ظهور هنرمند وینی(اهل وین) این فلز نه تنها در زمینه جواهرات بلکه در دیگر زمینهها با استقبال گستردهای رو به رو شد، این چهرهی محرک در صحنهی جواهرات علاقهی بسیاری به گسترش دیدگاههای جنبش مادهگرایی در صنعت طلا سازی داشت و جواهرات آهنی به مارک تجاری او تبدیل شد. او همچنین قصد داشت که آهن را جایگزین طلا و ارزشهای ماده گرایانهی آن کند. این فلز متعلق به دنیای تکنولوژی میباشد و برخلاف فلز گرانبهای نرم و چکشخوار(طلا) سمبل استحکام و کارایی است. "فردریک بکر Fredrich Beker" هنرمند صاحب نام ساکن "دوسلدورف Dusseldorf" تاکید بسیار زیادی بر روی استیل به عنوان فلز سازندهی اشیای متحرک و جواهرات دارد. از استیل میتوان به منظور تولید اشیای حجیم در عین حال سبک و محکم نظیر قطعات متحرک، لولاها، چرخدندهها و گیرهها استفاده کرد. درمقایسه با طلا و نقره عملآوری استیل را میتوان با دقت بسیار بالاتری انجام داد. موارد مذکور به طور مختصر به ویژگیهای فلزی اشاره دارند که اساس و مبنای استیلای پیروزمندانهی دنیای تکنولوژی به شمار میآید. ارزش استیل در صنعت جواهرسازی همسان با ارزش آن در بخش فناوری است. چندی پیش کنفرانس "نوردراین وستفالن North Rhine Westphalia" نمایشگاهی را با عنوان جواهرات در موزهی جواهرات "فورزیم Phorzheim" و چهار محل دیگر برگزار کرد. در این نمایشگاه 16 هنرمند جواهرساز از کشور آلمان انتخاب و به نمایشگاه دعوت شدند. به علاوه، آثار دانشآموزان مدرسهی جواهرسازی فورزیم که در مسابقه سال پیش شرکت کرده بودند در معرض دید عموم قرار گرفتند. به طور کلی، 100 اثر به نمایشگاه تحویل داده شده بود.
آهن و استیل جزء فلزات گرانبها به شمار نمیآیند اما عملآوری آنها از اهمیت بسیار زیادی برای طلا و جواهرسازان برخوردار است. به دلیل برخورداری از مقاومت و استحکام بالا میبایستی سازنده، تمامی مهارت خود را در ساخت آن بهکار گیرد و از طرحهای خلاقانه استفاده کند. این ماده دارای قابلیت اجرای انواع بیشماری پرداخت بر روی سطح نظیر پرداخت فوقالعاده براق، ساییدگی مات به رنگ طوسی، قلمزنی و غیره میباشد. تلفیق این فلز با فلزات گران بها نظیر طلا و نقره یا سنگهای قیمتی تباین (کنتراست) تاثیرگذاری را ارائه میدهد. استیل تنها موضوع مورد علاقهی هنرمندان نیست، بسیاری از شرکتهای جواهرسازی در حال حاضر به سمت این فلز سفید متمایل شدهاند. محصولات آنها طیف وسیعی را در برمیگیرد که شامل زیورآلات فانتزی یا جواهرات قیمتی مزین به الماس و دیگر سنگهای گرانبها میشود که اغلب اوقات با فلزات قیمتی ترکیب میشوند.
مادهی ماندگار
آهن فلزی سفید نقرهای است که در حالت خالص تا حدودی نرم و چکشخوار است. نام لاتین آن "فروم Furrum" میباشد و جزء فلزات مغناطیسی به شمار میآید. این فلز در محیطهای خشک مقاوم است اما در صورت وجود رطوبت دچار زنگزدگی میشود. اسیدهای متفاوت موجب خوردگی آهن میشوند و تنها اسید سولفوریک بر آن تاثیر ندارد. رسانایی حرارت و جریان الکتریستهی آن بالغ بر 20 درصد میباشد. آهن از سنگ آهن استخراج میشود. در سنگ آهن خام میزان آلودگی کربن بسیار بالا است و در این حالت شکننده است و به آسانی خرد میشود در نتیجه دارای قابلیت چکشخواری نمیباشد. پس از تصفیه و عاری شدن از عنصر کربن و ساخت آلیاژ با دیگر فلزات، آهن یا استیل قابلیت چکشخواری مییابند. دمای ذوب آهن برابر با 535,1 درجهی سلسیوس می باشد. تا قرن چهاردهم یعنی پیش از ابداع کورهی ذوب آهن، تامین این میزان حرارت به منظور ریختهگری آهن امکانپذیر نبود. سلتها اسلحههای خود را با تودهای خمیری به نام "لوپ Luppe" میساختند. دانشمندان شرکت "کراپ Krupp" در سال 1912، استیل ضد زنگ را کشف کردند. استیل V2A آلیاژی از استیل، کروم و نیکل است اما از آنجاییکه بسیاری از افراد نسبت به نیکل حساسیت دارند، استیل مورد استفاده در بخش جواهرسازی فاقد نیکل میباشد. از نقطهنظر سختی و مقاومت در برابر خوردگی (فرسایش) استیل ضد زنگ بر بسیاری از فلزات گرانبها برتری دارد. به علاوه، عنصر آهن برای بدن انسان از اهمیت ویژهای برخوردار است و نیاز اصلی رژیم غذایی روزانهی او میباشد. "آهن Iron" از واژهی یونانی "ایسانورم Eisanorm" به معنای فلز سخت گرفته شده است. به دنبال آن واژهی آلمانی "ایسارنا Isarna" پدید آمد این در حالی است که استیل از لغتی آلمانی به نام "استالیا Stahlia" به معنای "محکم" گرفته شده است.